۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه

تاریخ نظامی جنگ ویرانگر هشت ساله با عراق (3)

برای خواندن قسمتهای (1) ، (2) و (4) بر روی اعداد کلیک کنید.

بازدید شاه فقید از لشگر زرهی اهواز
حقیقت این بود که ارتش ایران در سال 1347 آمادگی رزمی اندکی داشت. در آن روزگار، نیروی زمینی تنها دارای یک لشگر زرهی مجهز داشت که همان لشگر زرهی اهواز بود. نیروی هوایی از جنگنده های قدیمی و ضعیف F-5A و F-86 Sabre بهره می برد که فاقد جنگ افزارهای هدایت شونده هوا به زمین و رادار مناسب بودند. هنوز تشکیلاتی به نام هوانیروز و یگان ضدتانک در ساختار نیروی زمینی به وجود نیامده بود. با توجه به زورگویی دولت عراق در مناطق مرزی خوزستان و اروندرود، شاه فقید هر سال به خوزستان می آمد و وضعیت را از نزدیک زیر نظر می گرفت. افسران مسئول به ویژه رئیس رکن دو لشگر زرهی اهواز می بایست گزارشی از وضعیت ارتش عراق را در برابر ارتش ایران را به شاه فقید ارائه می دادند.


شاه فقید در آذر 1351 به منطقه لشگر آمد. رئیس رکن دوم بر مبنای اطلاعاتی که نیروی زمینی به لشگر داده بود، استعداد کلی واحدهای عراقی مستقر در مقابل خوزستان را در یک متن شفاف برای ارائه نوشته بود. در این برگ شفاف، حدود 25 گردان رزمایشی، پیاده، زرهی و مکانیزه و حدود 25 گردان توپخانه از انواع مختلف و همچنین تعدادی گردان پدافند هوایی و تانک ارتش عراق نشان داده شده بود. در حالی که استعداد واحدهای خودی از نظر نیروی رزمایشی کمتر از دوسوم و ازنظر توپخانه کمتر از یک سوم واحدهای عراقی بود. اولین برنامه آن روز، بازدید اعلاحضرت از اتاق جنگ و توجیه ستادی بود. به همراه ایشان، شادروان هویدا (نسخت وزیر) و منوچهر اقبال (رئیس شرکت نفت) و سپهبد ایادی (پزشک شاه) وارد اتاق شدند. پس از نشستن در محل پیش بینی شده، توجیه آغاز شد. رئیس رکن دوم، نخستین افسری بود که می بایست توجیه می کرد. پس از قرار گرفتن او در جایگاه، طبق برنامه، شفاف یاد شده در پرده ظاهر شد. شاه نگاهی به آن انداخت و از همان نگاه اول بسیار ناراحت شد. ناراحتی او کاملن قابل احساس بود. وی سرانجام به افسر توجیه کننده گفت: «همه واحدی که در شفاف نشان داده اید چه اسلحه ای دارند؟» در همان لحظه جلسه به هم ریخت و مدارک از دست افسر رکن دو بر زمین افتاد. شاه با ناراحتی بلند شد و در حال ترک جلسه این جمله را گفت: «شکر کنید که دشمن تان پفیوز است.» و با این وضع، بازدید از لشگر زرهی اهواز با بدبینی، دلسردی و ناراحتی شاه فقید به پایان رسید.

جنگنده F-5A نیروی هوایی شاهنشاهی ایران


ماجرای کشتی ابن سینا
با تشدید اختلافات دو کشور، در 26 فروردین 1348، دولت عراق یادداشت شدیداللحنی را به سفیر ایران در بغداد تحویل می دهد. به دستور شاه فقید این بار بنا شد بر خلاف سال 1339، واکنش شدیدی به زیاده خواهی عراق داده شود. بنابراین دستور داده شد نخستین کشتی با پشتیبانی نیروی دریایی ایران و با پرچم ایران از اروندرود خارج شود. نام این کشتی ابن سینا بود. برای اینکه ارتش ایران آماده واکنش سریع در برابر عملیات احتمالی نظامی ارتش عراق باشد، دستور آماده باش کامل به تمامی واحدها داده شد، به طوری که واحدهای در خط مقدم، تمامی جنگ افزارهای خود را گلوله گذاری کردند. دستور اعلاحضرت چنین بود که اگر ارتش عراق مشکلاتی برای حرکت کشتی ابن سینا فراهم کنند، به هر قیمت که شده با مشکلات برخورد شود و در مقابل ارتش عراق واکنش نشان داده شود؛ اما دستور داده شده بود به هیچ وجه در روشن کردن آتش جنگ، پیشدستی نشود. کشتی ابن سینا از بندر خرمشهر به طرف خلیج فارس به حرکت درآمد. تمامی نیروهای ایران منتظر بروز حوادثث احتمالی بودند. به همراه کشتی ابن سینا، شناورهایی از نیروی دریایی ایران نیز اروندرود را طی می کردند. اما ناوچه های عراقی جلوی کشتی ابن سینا را سد بستند ولی ناوچه های ایرانی بدون تیراندازی به سمت ناوچه های عراقی پیش رفتند. همچنین در کرانه شمالی اروندرود نیز چندین قبضه تفنگ 106 م م مستقر شده بود. آنها هم به سمت ناوچه های عراقی نشانه رفته بودند. سرانجام ناوچه های عراقی بدون تیراندازی خود را عقب کشیدند و راه را برای عبور کشتی ابن سینا و ناوچه های نیروی دریایی ایران باز کردند و بدین ترتیب نخستین کشتی با پرچم ایران از اروندرود عبور کرد و به دنبال آن رفت و آمد کشتیها با پرچم ایران ادامه یافت.

تانک پیشرفته چیفتن که بالاترین سرعت پیمایش را در بین تانکهای جهان داشت و قادر بود به هنگام حرکت شلیک کند، ستون فقرات یگانهای زرهی ارتش شاهنشاهی ایران را تشکیل می داد. تعداد 1500 دستگاه از نوع بسیار پیشرفته تر این تانک به نام «شیر ایران 2» که ویژه آب و هوای ایران ساخته شده بود و موتور و توپ قدرتمندتری داشت با وقوع انقلاب قرون وسطایی بهمن 57 هیچگاه به ایران نرسید. (بن مایه)

از سال 1348 به بعد بود که شاه فقید به طور بسیار جدی و گسترده به اندیشه تقویت هرچه بیشتر ارتش افتاد و خرید وسایل و تجهیزات سنگین همچون تانکهای پیشرفته چیفتن و هواپیماهای جدید و مدرن آغاز شد. در آن روزگار کشورهای پیشرفته، علاقه ای به تجهیز ارتش ایران نداشتند و حتا رابرت مک نامارا (وزیر دفاع وفت ایالات متحده) جمله معروفی را گفته بود مبنی بر اینکه حاضر نیست حتا یک فشنگ به ایران فروخته شود. شاه فقید با درایت و اجرای یک تاکتیک متوجه شوروی شد و مقادیر زیادی وسایل سنگین به ویژه نفربرهای زرهی، تریلرهای تانکبر، موشک اندازهای 122 م م کاتیوشا و خودروهای چرخدار از شوروی خریداری نمود. بدین ترتیب کشورهای غربی را وادار کرد تا در فروش اسلحه به ایران سازشکارتر شوند.

جنگنده فانتوم F-4D نیروی هوایی شاهنشاهی به شماره 602 – 3 که توانایی شلیک موشکهای دوربرد هوا به هوای اسپارو و پرتاب بمبهای هدایت شونده لیزری را داشت.

در شهریور 1347، نخستین دسته از 32 فروند جنگنده پیشرفته فانتوم F-4D خریداری شده به خدمت نیروی هوایی شاهنشاهی درآمدند. هرچند که عراق از مدتها پیش، بمب افکن های سنگین توپالف16 و جتهای پیشرفته میگ-21 را به خدمت گرفته بود که تا دو برابر سرعت صوت پرواز می کردند و مجهز به رادار و موشکهای هدایت شونده هوا به هوا بودند. روابط ایران و عراق همچنان تیره بود و پس از اینکه کنترل جزایر سه گانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک از انگلستان به دست ایران افتاد، عراق روابط سیاسی خود را به کلی با ایران قطع کرد.

نبرد در منطقه مهران
واحدهای نظامی دو کشور همچنان در مناطق مرزی مستقر بودند که ناگهان در بهمن 1352 نبرد بسیار شدید بین نیروهای ایران و عراق در منطقه مهران به وقوع پیوست. نیروهای ایرانی عبارت بودند از: یک گردان پیاده مکانیزه تقویت شده با یک گروهان تانک و یک گردان تقویت شده توپخانه، یک واحد ژاندارمری مرزی که دارای یک گروهان نیروی داوطلب عشایری به نام دلاوران بود. منطقه مهران از مناطق مرزی مورد اختلاف بود و در ارتفاعات شمال غربی سد کنجانچم واقع در شمال مهران، درباره مالکیت چند تپه در قراردادهای مرزی، اختلافاتی با عراق وجود داشت. پیشتر در سال 1348 نیز عراقیها مواضع ارتش ایران در حوالی سد کنجانچم و پاسگاه مرزی رضا آباد، بهرام آباد و فرخ آباد را گلوله باران کرده بودند که با واکنش واحدهای نظامی ایران، دست از عملیات برداشته بودند. یکی از دلایل اختلاف در این نقطه مرزی، احداث سد کنجانچم به وسیله ایران در مسیر رودخانه بود که به وسیله آن، آب سد وارد دشت مهران می شد. پیش از آن تمام آب رودخانه کنجانچم وارد خاک عراق می شد و ایران هیچ استفاده ای از حق طبیعی خود نمی برد. البته قسمتی از آب به دشت مهران و قسمتی به عراق و منطقه زرباطیه و دشت بدره وارد می شد، اما عراقیها خواهان تمامی آب بودند. در جریان درگیری بهمن 1352، عراقیها دو هدف داشتند. نخست اشغال ارتفاعات مشرف به سد و دوم تخریب سد و روانه کردن آب رودخانه به خاک عراق.

در ساعت 4 بامداد نیروهای ارتش عراق به سمت نیروهای ارتش ایران که در دامنه تپه 343 و اطراف آن موضع گرفته بودند پیشروی کردند. با توجه به گذشت پنج سال از بحران مرزی سال 1348 و استقرار مداوم نیروها که هیچگاه حادثه مهمی نیز روی نداده بود، به نوعی یک حالت بی تفاوتی برای مدافعین به وجود آمده بود. بنابراین هنگامی که نیروهای عراقی غافلگیرانه پیشروی خود را آغاز کردند، ابتدا نیروهای مواضع مقدم غافلگیر شده و تعدادی از آنان که از گروهان دلاوران (عشایر) بودند به شهادت می رسند. پس از آگاهی از حمله، نبرد بسیار سختی بین نیروهای دو طرف درمی گیرد که دوازده ساعت طول می کشد. نزدیک غروب آفتاب، نیروهای عراقی با دادن تلفات زیاد عقب می کشند. با وجود غافلگیری و شهادت 40 تن از گروهان دلاوران، 26 جسد عراقی نیز در منطقه باقی مانده بود که نشاندهنده تلفات چند صد نفری آنها بود. البته بیشتر شهدای ایران، اسرایی بودند که عراقیها هنگام عقب نشینی کشته بودند. جریان این درگیری نیز بالا کشید و عراقیها طبق معمول دست پیش گرفتند و ایران را متجاوز خواندند و به شورای امنیت شکایت بردند.

در جریان کنفرانس سران اوپک در اسفند 1353 در الجزایر، با تلاش رئیس جمهور این کشور، ملاقاتی بین شاه فقید و صدام معدوم صورت گرفت و اعلامیه مشترکی منتشر شد که بر سر مرزهای سال 1914 و خط آبی تالوگ موافقت بدست آمد.

به دنبال موافقتنامه الجزایر، کمیسیون وزرای خارجه دو کشور در 24 اسفند 1353 در تهران تشکیل شد و یک پروتکل برای موافتنامه الجزایر تهیه گردید و توافق شد سه کمیته برای علامتگذاری مرز خاکی تعیین شود و حدود مرز آبی بر اساس خط تالوگ باشد. برای حسن نیت، در ششم فروردین 1354 به لشگر زرهی اهواز دستور داده شد عملیات عما پایان یابد و قرارگاه عما کنسل شده تلقی گردد، اما دستور داده شد یک گروهان دژ در دژهای خط مقدم در منطقه مرزی شلمچه تا طلائیه در طول 90 کیلومتر باقی بماند و استحکاماتی که بیش از 75 درصد عملیات ساختمانی آنها انجام شده بود، تکمیل شوند.


در فروردین 1354 شادروان امیرعباس هویدا به دعوت صدام حسین به عراق رفت و در پایان دیدار، اعلامیه ای حاکی از تأیید مجدد موافقتنامه الجزایر منتشر شد. هرچند طبق موافقتنامه الجزایر برخی از مناطق تحت حاکمیت ایران در میله گذاری مرزی در درون خاک عراق جای گرفتند، اما دولت ایران همچنان تلاش کرد تا به روح توافقنامه پایبند باشد. اما در 24 اردیبهشت 1357 در جلسه مبادله اسناد مربوط به مشخص کردن نقشه میله های مرزی که در تهران تشکیل شده بود، نماینده عراق اظهار داشت: «درباره 21 میله مرزی باید بررسی دوباره صورت گیرد.» که بدین ترتیب سبب تعطیلی کمیسیون گردید. دولت ایران در 17 خرداد 1357 به این تعویق مبادله اسناد اعتراض نمود و عراق تا 31 شهریور 1359 به این یادداشت پاسخی نداد. یعنی پس از دو سال، پاسخ نامه رسمی سیاسی ایران را با گلوله داد.


طه ياسين رمضان (معاون صدام):«آنها مشغول تصفيهء ارتش هستند، افراد ارتش دسته دسته يا ترك خدمت كرده‏اند يا محبوس و اعدام شده‏اند و به جاي كارشناسان آمريكايي كه از ايران رفته‏اند، كسي جايگزين نشده است. بسياري از قراردادهاي تسليحاتي در همان روزهاي اول انقلاب لغو شده‏اند و امكانات آنها بدون پشتيباني مانده است. هنوز نيروي نظامي بالقوه‏اي در ايران شكل نگرفته است.»

با توجه به آثار بسیار سوء انقلاب اسلامی بر ارتش ایران (که سبب شد دست کم 60 درصد توان ارتش ایران به اجبار از رده خارج شود)، رهبر عراق اواسط سال 1359 و پس از تیرباران گسترده خلبانان پایگاه سوم شکاری همدان (پایگاه شاهرخی = پایگاه نوژه) ، بهترین فرصت را بدست آورد و دستور حمله به ایران را صادر کرد. صدام معدوم چنین گفت: «هم اکنون بهترین فرصت تاریخی برای نشان دادن برتری عراق در خلیج فارس فرا رسیده است.»

ادامه دارد...

۱ نظر:

  1. با سلام
    وبلاگ بسیار خوبی دارید.
    من رییس گروه ارتش مخملی ایران و رییس لابی این گروه در آمریکا هستم. می خواهم مطالبتان را به زبان انگلیسی برای ما بفرستید تا ما در مجله خود منتشر کنیم.
    velvetyarmy.presspublisher.us
    ایمیل:
    velvetyarmy@gmail.com
    سایت ما:
    stararmy.cz.cc
    stararmy.blogspot.com
    زنده باشید هموطن

    پاسخحذف

facebook