۱۳۸۹ بهمن ۱۵, جمعه

فتنه مصر


«دولت بزرگ آفریقا متزلزل خواهد شد.
حکومت این کشور به پراکندگی خواهد رسید.»
«مصر به لرزه در مي‏آيد و از بربرها حمايت مي‏كند.
از پيشواي كل خواسته مي‏شود كه تسليم گردد.»
(پیشگویی نوسترآداموس: قرن 5 – قطعهء 23)

به زودی صدای انقلاب در تمامی کشورهای خودکامه به گوش خواهد رسید
آشوب، ناامنی، کودتا و خونریزی پدیده نادری در کشورهای عرب نیست، ولی آنچه امروز می گذرد، ممکن است خاورمیانه را به کلی دگرگون سازد. رویدادهای خونین مصر و رخدادهای خشونتبار تونس، سوریه، اردن، یمن و دیگر کشورهای عرب، نباید شگفتی ایجاد کند، زیرا خاورمیانه عربی، از 90 سال پیش که امپراطوری عثمانی فرو ریخت و چند دهه پس از آن کشورهاي عرب استقلال خود را باز یافتند، همیشه دستخوش آشوب و بحران و بی‌ثباتی بوده است. در ابعادی فراتر حتا می توان گفت که فعل و انفعالات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و طبقاتی و دینی و سیاسی در کشورهای عرب هنوز به انجام خود نرسیده و قوام نهایی نیافته است.

شاه فقید در دیدار با حسنی مبارک
آیا پرزیدنت مبارک نیز قربانی اهداف پلید استعمارگران خواهد شد؟

از میان همه کشورهای خاورمیانه، تنها دو کشور غیرعرب، یعنی ایران و ترکیه هستند که در چند دهه گذشته از استقرار سیاسی، به طور نسبی برخوردار بودند، که در ترکیه آن را مدیون کمال آتاتورک پایه گذار ترکیه نوین هستند و در ایران، رضا شاه فقید بود که توانست یک حکومت مرکزی قدرتمند به وجود آورد که اگر رویدادهای جنگ جهانی دوم و اخراج او از ایران نبود، شاید رخدادها مسیر دیگری را می پیمود. گرچه ایران در مجموع از بی‌ثباتی در امان نماند که در دهه پنجاه میلادی ماجرای دولت دکتر محمد مصدق بود و 32 سال پیش نیز با آنچه که آیت الله خمینی و یارانش آن را "انقلاب اسلامی" نام نهادند، این دفتر بسته شد و دورانی آغاز گردید که از نخستین روز بسیار پرتنش بوده و بر شدت آن تا به امروز افزوده شده و خاک پاک ایران نیز اکنون آبستن رویدادهایی است که ماهیت و کیفیت آنها هنوز قابل پیش بینی نیست.

گفتیم که در طول بیش از هفتاد سال، کشورهای عرب هرگز از آرامش و استقرار برخوردار نبوده اند. شاید یک استثنا بتوان قائل شد و آن کشور پادشاهی اردن است که گرچه در سالهای نخستین استقلال آن، یعنی در آغاز دهه پنجاه میلادی، پادشاه آن ملک عبدالله اول به ضرب گلوله کشته شد، و علت سوءقصد، گرایش وی به صلح با اسرائیل بود، ولی در دوران ملک حسین و فرزندش ملک عبدالله دوم با آرامش نسبی روبرو بوده، گرچه گسترش تظاهرات مردمی هفته های اخیر در جهان عرب، ثبات و آرامش اردن را نیز مورد تهدید قرار داده است. دفتر تاریخ هر یک از کشورهای عمده عرب در هفتاد سال اخیر را که باز کنید، می بینید چه کودتاها و خونریزی ها و دگرگونی هایی رخ داده است. در عراق، همسایه ایران، کودتای نظامی به رژیم سلطنتی پایان داد. چند سال پیش از آن، در مصر نیز افسران جوان با انجام کودتای نظامی رژیم سلطنتی را برافکندند و خود، نظام سرکوب و بی لیاقتی برپا کردند که جمال عبدالناصر نماد برتر آن بود. در سوریه نیز کودتا پشت کودتا رخ داد؛ تا بالاخره حافظ اسد نظامی، قدرت را به دست گرفت و چندین دهه دوام آورد و بالاخره حکومت را به فرزندش بشار سپرد که اکنون تظاهرات سیاسی و اعتراضهای مردمی، پایه های قدرت او را هم مورد تهدید قرار داده است. در لیبی نیز سرهنگ معمر قذافی با انجام کودتای نظامی قدرت را به دست گرفت و اکنون حدود چهار دهه است ملت لیبی را سرکوب می کند و بر کرسی فرمانروایی همچنان تکیه زده است. سودان کشور کودتایی دیگر عرب است که عمرالبشیر به کمک قدرت نظامی بر آن مسلط شد، و اکنون با ستم و سرکوب می کوشد از فروپاشیدن رژیم خویش جلوگیری کند. در لبنان، گرچه کودتای نظامی رخ نداده، ولی آن کشور همیشه با جنگ داخلی روبرو بوده، زیرا ساختار اجتماعی و سیاسی بسیار پیچیده ای دارد که اوضاع را بسیار لرزان می کند. مسلمن حکومت یمن نیز به خواست مردم به روی کار نیآمده و رنگ و بوی کودتا دارد. درآن سرزمین نیز کودتای چهار دهه پیش، به رژیم پادشاهی پایان داد.

گسترش بی ثباتی در کشور مصر به عنوان قدرتمندترین کشور اسلامی، از اهداف استعمار است که تلاش بسیاری دارد با حذف پرزیدنت حسنی مبارک، یکی از قوی ترین ارتشهای منطقه را از رده خارج سازد. ارتش مصر با دارا بودن بیش از 450 هزار پرسنل آماده، یازدهمین ارتش بزرگ دنیاست.

در یک کلام، در چندین دهه اخیر، خاورمیانه عربی همیشه کانون تنش و تشنج بوده که اکنون ممکن است به اوج تازه ای برسد و این، در تحولات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی آن کشورها ریشه دارد. در تونس تظاهرات مردمی موجب فرو ریختن دولت زین العابدین بن علی شد. در مصر، تظاهرات و اعتراضهای مردمی به نقطه انفجار نزدیک می شود و بی شک، سوریه و اردن و یمن و شاید کشورهای بیشتر، آبستن رویدادهایی هستند که هنوز ماهیت آنها قابل پیش بینی نیست. حکومت اسلامی ایران می کوشد این خیزش مردمی در کشورهای عرب را به خود نسبت دهد و از آن کسب شهرت کند و توجه مردم ایران را منحرف سازد. ولی حقیقت امر، از این ادعا بسیار به دور است و حتا در جهت عکس آن قرار دارد. واقعیت آن است که حکومت ایران نیز خود، از آن چه که در کشورهای عرب می گذرد نگران است و آن را با هراس دنبال می کند و بیم دارد که این شتر پای در خانه حکومت اسلامی ایران نیز بنشیند زیرا همه شرایط و عللی که موجب خیزش مردمان تونس گردید و اعتراضهای گسترده مصر را به دنبال آورد و باعث تظاهرات اعتراضی در اردن و سوریه و یمن شد، در ایران نیز عینن و دقیقن وجود دارد.

بیکاری، فقر، فساد مالی و سرکوب مردم، اینها همان چهار عاملی است که موجب برافتادن دولت زین العابدین بن علی و فرار او از تونس گردید و همان، دلیل تظاهرات در مصر است و همان شعارها در یمن و اردن و سوریه نیز شنیده می شود. ولی سران حکومت ایران تلاش دارند به این اعتراضها که بر سر نان و آب و گاز و حیثیت و آزادی است، رنگ دینی بزنند که تلاشی عبث است زیرا تنش سیاسی و اجتماعی در همه آن کشورها دلایل سکولار دارد و در هیچ یک از کشورها گرایش دینی چندان قوی نیست که بتواند هدایت جریانات را بدست گیرد. درست است که اخوان المسلمین، هم در مصر و هم در سوریه بسیار فعال هستند. ولی تردیدی نیست که خیزش مردم توسط گروههای سکولار و کارگرانی که نان و آب کم دارند، با کمک روشنفکرانی که در اختناق رنج می برند ترتیب داده شد، مگر آنکه اخوان المسلمین درصدد برآیند این جنبش مردمی را بدزدند و بر آن مسلط شوند، که در مرحله کنونی قابل ارزیابی یا پیش بینی نیست.

آخوند هاشم حسنی بوشهری، به عنوان امام جمعه موقت قم در خطبه خود به یک آیه قرآنی استناد کرده و می گوید: در قرآن آمده است که ظلم هیچگاه باقی نمی ماند. اشاره آخوند هاشمی حسنی بوشهری به این آیه است که می گوید: الحکم یبقی مع الکفر، ولایبقی مع الظلم! یعنی، حکومت اگر کفر هم باشد، باز باقی می ماند، ولی اگر ستم باشد، فرو می ریزد. از امام جمعه موقت قم باید پرسید: کدامیک از حکومتها در خاورمیانه ظالمترین است؟ کدام است که دهانها را با خشونت می بندد و زبانها را بی رحمانه می برد و دگراندیشان را زندانی می کند و دانشجویان و معلمان را سرکوب می سازد و زنان را سنگسار می کند و دانش آموزان را می ترساند؟ در کدام حکومت، امروز بیشترین ستمگریها جریان دارد؟ درکدام کشور است که رهبر جنبش اتوبوسرانان کشور به جرم حمایت از خواسته‌های صنفی کارگران اکنون چندین سال است در سياهچال و زندان به سر می‌برد و سلامت جسمانی خود را از دست داده، گرچه روحیه و اراده اش همچنان قوی باقی مانده است؟ در کدام کشور است که یک کارشناس اقتصادی را تنها به خاطر انتقاد از قطع یارانه‌ها به زندان می اندازند و یک روحانی تلاشگر را به خاطر آن که خواهان جدایی دین از دولت است روانه سلول زندان می‌کنند؟ بله در اسلام آمده است که حکومت با کفر می‌ماند، ولی با ظلم از میان می‌رود. آخوند احمد خاتمی، همان امام جمعه موقت تهران، که خود ستمگر و حامی ستمگران است، در سخنان خویش درباره برافتادن نظام زین العابدین بن علی در تونس می گوید: هر که با دین درافتاد، برافتاد!

قطعن كنار گذاشتن بن علي در تونس و پرزيدنت مبارك در مصر، آغازگر بازي دومينواي است كه استعمارگران براي گسترش بي ثباتي در كشورهاي بزرگ و قدرتمند منطقه آغاز كرده اند. پيشتر نيز شاهد نمايش تجزيه كشور بزرگ سودان بوديم.

امروز خود اعراب به صراحت اعتراف می کنند که بزرگترین کانون تشنج و بحران در خاورمیانه، فتنه‌گری‌های حکومت اسلامي و نیتهای پلید آن برای تسلط بر کشورهای همسایه و برانداختن رژیم های آنهاست. اسناد افشا شدۀ "ویکی لیکس" تایید کرد که اعراب و به ویژه امیرنشین‌ها، امروز خیلی بیشتر از حکومت ایران هراس دارند تا آن که از اسرائیل بترسند. دولتهای عرب نیز از روزی که اسرائیل استقلال دوباره خود را بازیافت تا دست کم یک دهه پیش، گناه همه بی‌کفایتی‌ها و نارسايی‌ها و سرکوبگری‌ها و سوءمدیریتهای خود را به گردن نزاع با اسرائیل می انداختند. دشمنی با اسرائیل را بهانه‌ای قرار داده بودند تا مردم خود را سرکوب کنند، به غارت بیت المال بپردازند، پول مردم را به حسابهای شخصی خود در بانکهای خارجی بفرستند و کمبود آذوقه و گرانی مایحتاج و افزایش نرخ بیکاری، و عقب‌ماندگی‌های دیگر را موجه جلوه دهند و دهان مردم را ببندند که حرف نزنند، وقت، وقت جنگ است! کشورهای عرب سالیانی است که از این شیوه تبلیغاتی دست برداشته اند، و دیگر، نزاع با اسرائیل را مسئول کاستیها و کمی‌های جامعه خود معرفی نمی‌کنند ولی جانشینی برای آنها پیدا شده و آن، حکومت اسلامی ایران است که برای پیشبرد مقاصد خود، برای توجیه سرکوبگری‌ها و ستمها، یک دشمن خیالی ساخته و آن ملت اسرائیل است و می کوشد خشم ایرانیان را به سوی این ملت متوجه سازد تا در زیر پوشش "دشمن و استکبار" بتواند به نیتهای ناپاک خود برای نابود کردن استقلال ملی لبنان، به راه انداختن جنگ جدید علیه اسرائیل و به آتش کشیدن منطقه خاورميانه وجهان ادامه دهد ولی تردیدی نیست که صدای انقلاب فردا، به زودی در ایران نیز شنیده خواهد شد!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

facebook